سومین صبح مهر ماه نود
امروز ساعت یک اولین جلسه دانشکاه تو سال تحصیلی جدیده
.صبح زود پاشدم
بابا وامیر حسین و راه انداختم .ناهار درست کردم خونه رو مرتب کردم
.
تو هنوز خوابی .الان که نگاهت کردم از توی رختخوابت قلط خوردی افتادی بیرون از بس گرمایی هستی
.ظهر میری پیش مامانی امیدوارم امسال هم به خیرو خوشی بگذره ومادر مهربونم رو خدا تن سالم بده که اینقدر کمک حال من و خاله ست.از اداهای بامزت بگم تازه گیها وقتی میخوای چیزی رو به زور ازش بگیری مخصوصا از داداشی اخم میکنی بعد با تن صدای بلند میگی
:دع...دع وانگار سیمت گیر کرده انقدر میگی تا طرف تسلیم بشه .این هفته هفت تا کلمه با صدای س رو باهات تمرین کردم .اتل متل رو هم میخونی تا میگیم پاهات و دراز میکنی
.چشم چشم دو ابرو رو هم همینطور انگشتت و فرو میکنی تو چشمت ومیگی دش دش ....فربونت برم عشق مامان![]()
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی



سومین صبح مهر ماه نود
